بسیجیان گمنام

ما همه سرباز تواییم خامنه ای

چهارشنبه 21 بهمن 1388

اطلاعیه جدید وزارت کشور:

از وظارت کشور به مردم شهید پرور ایران زمین

بعد از هزور میلیونی شما مردم باحال در روز نهم دی ماه که مشت محکمی

به دهان یاوه گویان داخلی وخارجی بود و همچنین

بر اساس نزر خواهی های انجام شده ،مبنی بر میزان رضایت مندی شما

ملت بزرگوار از توذیع ساندیث و کیک و همچنین ساندویچ (در بعضی از مناطق)

، تصمیم گرفته شد که برای امشب 21 بهمن

ماه نیز مراسم بخور بخوری برگزار شود تا این ملت تکبیر گوی انقلابی،

امشب، بعد از سر دادن

 

الله اکبر                           خامنه ای رهبر

 

یک خستگی در کرده و یک آبمیوه ای نوش جان کنند.

 

برای توضیع آبمیوه ها از بالچرخهای کاملا دولتی استفاده خواهد شد. فقط

مراقب باشید زمانی که این ثاندیس ها در حال پخش شدن در آسمان

نیلگون ایران هست، با سرتون برخورد نکنه.

به همین منظور کلاه های ایمنی هم اکنون در میادین اصلی شهر در حال

توضیع می باشد. اگه شک دارید برید نگاه کنید.

وعده دیدار ما ساعت 21

چهارشنبه 21 بهمن 1388

 

شهید همت :

 از طرف من به جوانان بگویید،

 چشم شهیدان و تبلور خونشان به  شما دوخته شده ،

 بپا خیزید و اسلام  را در یابید !

 *فطرس : التماس دعای فرج وشهادت *

     " یا حق "

موعود

چهارشنبه 21 بهمن 1388

موعود!

اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم نمازمان قضاست !

    " به امید لایق شدن دلهامون و استواری قدمهامون "

        *فطرس : التماس دعای فرج وشهادت *

          یا حق

 

چهارشنبه 21 بهمن 1388

ارتش سایبری ایران سایت محسن سازگارا ضدانقلاب فراری را هك كرد.

به گزارش رجانیوز، در صفحه هك‌شده این سایت نوشته شده است:

در حالیکه آقای محسن سازگارا به آموزش جلوگیری از هک شدن توسط ارتش سایبری ایران مشغول بود، ارتش سایبری ایران فقط و فقط برای اثبات پوچ بودن حرف اینگونه افراد این سایت را هک نمود.

بسیجی

چهارشنبه 21 بهمن 1388

بسیجی پاک از هرنقص و عیب است
بسیجی صاف از هر شک و ریب است
بسیجی را توقع نیست در کار
بسیجی نه تشریفات می خواهد نه دستار
بسیجی بنده شایسته اوست
بسیجی سر به سر وابسته اوست
بسیجی دل به این عالم ندارد
دلش را بر خدای خود سپارد
بسیجی سنگرش سجاده اوست
وصالش در شراب باده اوست
بسیجی مخلص دین مبین است
بسیجی پیرو مولای دین است
بسیجی فانی اندر انقلاب است
بسیجی حامی اسلام ناب است
بسیجی نی به فکر ملک ومال است
نه اندر غصه اهل وعیال است
بسیجی شعله ائی از نار عشق است
بسیجی سنبل گلزار عشق است
نه دل بسته به این دنیای فانی
نه غمناک است از بهر زندگانی
خدایا حق پیغمبر وآلش
بسیجی را نگهدار از زوالش
بسیجی آرزوی مومنین است
بسیجی نور چشمان امین است

با تشکر از  دوست گرامی جناب سرباز

اللهم عجل لولیک الفرج

سایه ی حضرت آقا همواره مستدام باد

والعاقبت لاهل التقوا والیقین

یا علی

سه شنبه 20 بهمن 1388

سه شنبه 20 بهمن 1388

شبکه ایران: مهدی کروبی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری اخیر که از مجموع 40 میلیون رای، موفق به کسب نظر حدود 300 هزار نفر شد، حلقه دیگری را بر زنجیره ای از مصاحبه های خود با رسانه های بیگانه افزود و این بار با آلمانی ها به گفت وگو نشست.

او در مصاحبه با نشریه "اشپیگل"، بار دیگر اعدام دو تروریست را که سابقه به شهادت رساندن 14 نفر از مردم شیراز را در کارنامه خود دارند، محکوم کرد.

دبیرکل حزب اعتماد ملی که چند ماه پیش در مصاحبه با "جان لاین"، خبرنگار شبکه انگلیسی بی بی سی، گفته بود که "دولت احمدی نژاد به زودی از قدرت کنار می رود"، این ادعای خود را در مصاحبه این نشریه آلمانی هم تکرار کرد.

حمایت از تروریست ها

وی با اشاره به اعدام دو تن از تروریست های عضو گروهک تروریستی "انجمن پادشاهی"، آنان را "بچه های ملت" نامید و مدعی شد که هدف از اعدام ها تروریست ها "ایجاد رعب و وحشت" است!

او پیش از این اغتشاشگران روز عاشورا را هم "عزاداران حسینی" نامیده بود.

شیخ اصلاحات در واکنش به ابراز خوشحالی مردم از اعدام این دو تروریست اضافه کرد: "من همچنان به حکومت دینی اعتقاد دارم. اما نه به آن حکومت دینی که در نماز جمعه اش آدم ها از این خوشحالی کنند که بچه های ملت شان کشته شده اند".

( یعنی آقای کروبی آیه ی قرآن را قبول ندارد)

آقای کروبی در بخش دیگری از مصاحبه خود، دولت احمدی نژاد را که با نزدیک به 25میلیون رای مردم بر سر کار آمده است را "لایق اداره کشور" ندانست و در ادعایی عجیب، گفت: "دولت دهم با حمایت نیروهای نظامی سر کار مانده است".

وی همچنین در پاسخ به سوالی درباره اعمال خشونت از سوی حامیان خود، در اظهارنظری جالب گفت: "امکان دارد ما کنترل را از دست بدهیم. اما مسئولیت آن به عهدۀ دولت است"!

( من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود)

صحبت های جالب شیخ اصلاحات البته به همین جا ختم نشد.

او که این روزها به دلیل اعتراض های مردمی از حضور در مکان های عمومی امتناع می کند، کمک و حمایت های مالی و رسانه ای غرب از اغتشاشات اخیر را هم، با هدف "کمک به منافع ملی ایران" دانست و از آن استقبال کرد!

وی در این باره افزود: "همین قدر که خارجی ها اخبار نادرستی در مورد ما منتشر نکنند برای ما کافی است. مثلا اینکه بگویند جنبش ما مرده"!

اظهارات جالب شیخ

صحبت های جالب توجه کروبی که با استقبال سایت های اینترنتی مواجه می شود، از زمان مناظره وی با رئیس جمهور، در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری آغاز شد. وی با استفاده از عباراتی نظیر "ننجون من" به چهره محبوب سایت های سرگرمی تبدیل شد.

او در ادامه عبارت "کشورهای عربی خلیج" را "کشورهای خلیج عربی" خواند و همچنین در یک بیانیه، اعلام کرد که حتی اگر او را به دنیای فانی! هم بفرستند، دست از مبارزه بر نمی دارد.

وی همچنین در نامه ای که برای حمایت از آشوبگران عاشورا منتشر کرد، بیش از آنکه موجب خشم متدینین شود، انبساط خاطر را برای مخاطبینش فراهم آورد. دبیر کل حزب اعتماد ملی که در ابتدای نامه خود قصد داشت برای تحت الشعاع قرار دادن هتاکی ها، به آیه‌ مشهور استرجاع از قرآن کریم تمسک کند،‌ نوشت: "انا لله و انا الیه الراجعون"!

واکنش مردم به اظهار نظرهای کروبی

به دنبال بیانیه ها و اقدامات ساختارشکنانه آقای کروبی که با استقبال گسترده رسانه‌های بیگانه روبرو شده بود، موجی از نارضایتی و اعتراضات مردمی نسبت به وی شکل گرفت.

به عقیده ناظران سیاسی، مواضع تند کروبی و ادعاهای او علیه نظام که یکی پس از دیگری اشتباه از آب درآمده است،‌باعث شده تا وی طی ماه‌های اخیر به محض حضور در اجتماع مردم با واکنش شدید آن‌ها روبرو شده و در نتیجه مجبور به ترک آن مکان شود.

واکنش‌های مردمی در اعتراض به حضور مهدی کروبی در نمایشگاه مطبوعات و راهپیمایی روز قدس از جمله سخت‌ترین روزهای آقای کروبی بود چرا که وی به سختی و با تلاش محافظین خود توانست از مواجهه با مردم دور شود.

با این حال، این تجربه تلخ در روز 13 آبان نیز برای آقای کروبی رخ داد تا او در مصاحبه‌ای تصویری که در اینترنت منتشر شد، از هوادارنش بخواهد که هوای او را در جاهایی که حاضر می‌شود داشته باشند!

با این حال در سفر شیخ اصلاحات به قزوین که در روزهای اخیر صورت گرفت، شدیدترین اعتراضات از سوی مردم به کروبی صورت گرفت تا او مجبور به ترک شبانه این شهر شود. آقای کروبی پس از رهایی از جمعیت معترض قزوینی‌ها، در واکنش به اعتراض مردم به حضورش در این شهر، تجمع قزوینی‌ها را اقدامی "جاهلانه" خواند.

*******************

(( صم بکم عمی فهم لا یعقلون ))

اللهم عجل لولیک الفرج

سایه ی حضرت آقا همواره مستدام باد

والعاقبت لاهل التقوا و الیقین

یا علی

سه شنبه

سه شنبه 20 بهمن 1388

تقصیر دلم که نیست کم می آیی ،

 آقا تو که خوب و محترم می آیی ،

این جمعه و جمعه های دیگر بازیست ،

قسمت که شود سه شنبه هم می آیی...

" به امید لحظه زیبای ظهور "

*فطرُس : التماس دعای فرج وشهادت *

 « یا حق »

سه شنبه 20 بهمن 1388

تعدادی از آشوبگران اجیر شده منافقین هنگام ورود به کشور شناسایی و دستگیر شده اند.

به گزارش جوان آنلاین،طی چند هفته گذشته تعدادی از افراد هنگام ورود غیرقانونی به کشورمان از مرز عراق شناسایی و دستگیر شده اند.

براساس این گزارش از این افراد که در هسته های 3 نفره سازماندهی شده بودند،در هنگام بازرسی مقادیری سلاح گرم و سرد کشف شده است.

در بازجویی های اولیه از این افراد آنان ضمن اعتراف به سازماندهی و اعزام خود از طریق گروهک تروریستی منافقین تصریح کرده اند که برای به راه انداختن اغتشاشات در روزهای آتی بخصوص یوم ا... 22 بهمن در چند استان مرزی اجیر شده‌اند.


 

سه شنبه 20 بهمن 1388

خوشحالم که بعد از یه هفته نظرات جالبی در جواب به این دوست چادریمون جمع آوری شد. بد نیست شما هم قسمتی از این نظرات رو ببینید

(برای اطلاع از پست قبلی ونظرات آن به بخش حجاب مراجعه کنید)

«خدا این جوری دوست داره خوب تو دیگه با مردم چی کار داری؟!
میدونم که اینجور ها هم که گفتی چادر نفرت انگیز نیست ....نگاهت رو عوض کن»

«حجاب یک انتخاب است و وقتی ارزش پیدا می کند که اجبار نباشد.اگر الگو فاطمه (س)باشد»

«به نظرم در این امر خانواده ها هم مقصرند که اجبار میکنند فرزندانشون رو به چیزی که هنوز براشون درونی نشده ..اون دختر اگه تمایلی به چادر نداشت نباید به زور وادارش کرد به نظرم با مانتو هم میشه با حجاب بود بعضی رفتارهای افراط و تفریطی بچه ها رو از چیزی زده میکنه»

«پدر و مادر ها تا حد نسبتا زیادی تو این مسایل مقصرند»

از تمام دوستانی که مارو قابل دونستند ونظر گذاشتند تشکر می کنم. ولی راستش من یه چیزه دیگری تو ذهنم بود که دوست داشتم توی نظرات بهش اشاره بشه که نشد وبعدا یکی از دوستامون بهش اشاره کرد. اون چیز(چیز مهندس موسوی منظورم نیستا) اختیاره.

ما بنی آدم عادت داریم که تقصیرارو بندازیم گردنه این واون. از دیوار پدر ومادر کوتاه تر هم که دیوار دیگه ای خداوند تو این عصر فرزند سالاری چیزی نیافرید.نمی خوام نقش تربیتی پدررو مادر رو کم رنگ کنما،اصلا . ولی قطعا اختیار خود فرد هم توی انتخاب راه موثره. اگه اینطور نبود که هممون یه راست روونه بهشت می شدیم.

بله درست. مدرسه تا ثیر داره، خانواده تاثیر داره، دوست تاثیر داره وهزارتا چیز دیگه. ولی...

تا حالا فکر کردین خدایی که از رگ گردن به ما نزدیکتره وروزی نیست که باامدادهای غیبیش ما رو کمک نکنه، چه تاثیری می تونه روی ما داشته باشه؟مگه می شه خدا برای بندش فانوس دریایی رو روشن نکنه؟حالا الان حتما خیلی ها می گن این حرفا کلیشه ایه، تکراریه...نه بخدا کلیشه من وتو هستیم که نمی خوایم قبول کنیم به همون نسبتی که مثلا خانواده ومدرسه ممکنه تاثیر منفی بذارند به همون اندازه هم خدا یه چیزایی رو سره راهت میذاره که بهت بفهمونه از این طرف بیا، از راه بیا. وگرنه که ما از کجا با این عقل ناقصمون بفهمیم کدوم راه رو بریم؟

پروانه نیستم..

سه شنبه 20 بهمن 1388

پروانه نیستم
پروانه اگر بودم
اینجا نمی ماندم. شهامت را در بالهایم می ریختم تا دل خود را به دریا بزند
اینجا نمی ماندم. نسیم را از هر كجا كه بود نشانه می رفتم
و نشان كوی تو را از رهگذران می گرفتم تا شاید در رگهای تو جاری شوم
حس من از جنس پرزدن و رفتن است. حس من با پرواز آشناست 
پرواز هم خوب مرا می شناسد
اما
پروانه اگر بودم بال داشتمو پروانه اگر بودم هوس پرواز داشتم. پروانه اگر بودم
اصالتم می رفت تا پرواز و هجرت  اساس زنده گی ام باشد. نه ! من انگار پروانه نیستم
پروانه كه در شهر نیست! پروانه كه بر زمین بند نمی شود
كاش روزی روح پروانه در من حلول كند تا هجرت من معنی خون را داشته باشد

 

اللهم عجل لولیک الفرج

سایه ی حضرت آقا همواره مستدام باد

والعاقبت لاهل التقوا و الیقین

التماس دعا

یا علی


دوشنبه 19 بهمن 1388

1ـ منافق جنایت می‌کند، موسوی حمایت می‌کند؛

2ـ منافق جنایت می‌کند، کروبی حمایت می‌کند؛

3ـ ایران زمین هم صدا، شعار دهیم یک صدا، موسوی بی‌حیا، توشرم بکن از خدا؛

4ـ سه مایه‌ی ننگ ما، شیخ مهدی و موسوی و خاتمی بی‌حیا؛

5ـ خاتمی، خاتمی، شرمت باد، شرمت باد؛

6ـ کروبی دیوانه، گم کرده راه خانه؛

7ـ ملت ما بیدار است، از فتنه‌گر بیزار است؛

8ـ مرگ بر سه مفسد فتنه گر، کروبی و موسوی و خاتمی حیله‌گر؛

9ـ ولایت عدل علی، رهبر ما سید علی،

10ـ خاتمی حیا کن، این ملت و رها کن؛

11ـ موسوی بی‌حیا، مردک پرمدعا، شعار بس روسیا؛

12ـ نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی؛

13ـ موسوی خیانت می‌کند، خاتمی حمایت می‌کند؛ 

14ـ هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران؛

15ـ فتنه‌گر بیچاره، 22 بهمن ماه روز تو نیست آواره؛

16ـ بنای استوار ما ولایت فقیه است، بقای انقلاب ما حمایت از فقیه است؛

17ـ ایمان ملت ما همیشه استوار است، منافق فتنه‌گر در نزد ما خوار است؛

18ـ این است شعار ملت، درود بر ولایت؛

19ـ فتنه‌گر محارب اعدام باید گردد، شیخ مهدی خائن رسوا باید گردد؛

20ـ کروبی حیا کن، ترسی هم از خدا کن؛

21ـ وای به روزی که خواص امت، پشت می‌کنند هم به خدا، هم ملت؛

22ـ در رهگذر زمان دویدم، مظلوم تر از علی ندیدم؛

23ـ اطاعت از رهبری ، تکلیف شرعی ماست؛

24ـ حزب‌الله می‌میرد، سازش نمی‌پذیرد؛

25ـ حزب‌الله می‌جنگد، فتنه‌گر می‌لرزد؛

26ـ بسیجی می‌رزمد، آشوبگر می‌لرزد؛

27ـ به کی بگیم، به والله، میر(حسین) نمی‌‌خوایم به مولی؛

28ـ نن جون مهدی فهمید، مهدی هفت‌رنگ نفهمید؛

29ـ مهدی هفت‌خط کجایی، چرا به راه نیایی؛

30ـ کروبی و خاتمی و موسوی، سه عامل فسادند؛

31ـ مرگ بر سه مفسد، کروبی و خاتمی و موسوی؛

32ـ لعنت به هر سه شیطون، خاتمی و موسوی و قلمدون؛

33ـ نه شاه می‌خوایم، نه شاه دون، لعنت به هر سه شیطون؛

34ـ نون و پنیر و سبزی، خاتمی خیلی پَستی؛

35ـ نون و پنیر و پسته، کروبی خیلی پستِ؛

36ـ ای کروبی خائن، بشنو ندای ملت، تا وقت داری فرار کن؛

37ـ موسوی و خاتمیِ منافق اعدام باید گردند؛

38ـ حزب فقط حزب علی، رهبر ما سید علی؛

39ـ موسوی آواره، منافق بیچاره، حالا وقت فرار؛

40ـ نه سازش، نه تسلیم، نبرد با فتنه‌گر؛

41ـ این ماه ماهه بهمنه، میر حسین وقت رفتن؛

42 ـ آشوبگر و اخلالگر، تنبیه باید گردد؛

43 ـ ای رهبر آزاده، آماده‌ایم، آماده؛

44 ـ آمریکا در چه فکریِ، ایران پر از بسیجیِ؛

45 ـ ایران زمین یک صدا، مرگ بر آمریکا؛

46 ـ سپاهی، بسیجی، دو لشگر الهی؛

47 ـ شعار ملی ما، وحدت و انسجام است، دشمن ملی ما، تفرقه و نفاق است؛

48 ـ اسلام پیروز است، غرب و شرق نابود است؛

49 ـ اسلام پیروز است، منافق نابود است؛

50 ـ فتنه‌گران مزدور، عامل استعمارند؛

51 ـ نسل علی‌اکبریم، فدائیان رهبریم؛

52 ـ ابوالفضل علمدار، نسل موسوی رو بردار؛

53 ـ  ابوالفضل علمدار، نسل کروبی رو بردار؛

54 ـ ابوالفضل علمدار، نسل خاتمی رو بردار؛

55 ـ ما پیروان حیدریم، فدائیان رهبریم؛

56 ـ سربازان ولایت، فدائیان ملت؛

57 ـ فتنه‌گر و خدعه‌گر و نیرنگ‌باز، دیگر اثر ندارد؛

58 ـ ما شیفته‌ی ولایتیم، مخالف هر بدعتیم؛

59ـ حسین حسین شعار ماست، ولایت افتخار ماست؛

60ـ نام تو آرامه‌ی جان من است، یا علی، نامه‌ی تو خطّ امان من است، یاعلی؛

61ـ خامنه‌ای کیست، علی زمان،

62ـ نماز بی ولایت بی نمازیست، تعبد نیست نوعی حقه بازیست؛

63ـ ولایت چیست در خون قوطه خوردن، کلید سینه بر مولا سپردن؛

64ـ ولایت بی بلا معنا ندارد، نجف بی کربلا معنا ندارد؛

65ـ سبز فقط سبز علی، رهبر فقط سید علی؛

66ـ حمایت از ولایت، حمایت از حسین است؛

67ـ مخالف ولایت، مخالف حسین است؛

68ـ وای اگر خامنه‌ای حکم جهادم دهد، ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد؛

69ـ ما پیروان حیدریم، ما حامیان رهبریم؛

70ـ خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست؛ 

دوشنبه 19 بهمن 1388

آنچنان که فرمانده سپاه علی بن ابیطالب(ع) گفته است، محافل ضد انقلاب حتی از کشتن و ترور برخی شخصیت های مطرح اصلاح طلب هم، برای تحقق اهداف خود ابایی ندارد.

به گزارش فارس، ابراهیم جباری فرمانده سپاه علی بن ابیطالب جریان کشته‌سازی منافقان و بمب‌گذاری هواپیمای تهران ـ اهواز برای ترور خاتمی در پیش از انتخابات را تشریح کرد.

وی که شنبه شب در نشست سیاسی بصیرت که به مناسبت ایام‌الله دهه فجر در مسجد اهل البیت(ع) قم برگزار شد سخن می‌گفت جریان کشته‌سازی منافقان برای بدنام کردن نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را مورد توجه قرار داد و گفت: پیش از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و زمانی که خاتمی به شهر اهواز سفر کرده بود، منافقان درصدد ترور وی و اسطوره‌سازی و مظلوم‌نمایی فتنه سبز برآمدند.

به گزارش فارس وی افزود: آنها در هواپیمای اهواز ـ تهران که خاتمی و هیئت همراه او در آن جای داشتند بمب‌گذاری کردند و قرار بود که نیم ساعت پس از پرواز آن بمب در هوا منفجر شده و اینگونه دشمنان به اهداف شوم خود دست یابند.

جباری خاطرنشان کرد:" اما خاتمی که حدود نیم ساعت زودتر به فرودگاه رسیده بود از سوی سرگروه تیم مطلع شد که هواپیمایی زودتر از موعد مقرر قصد پرواز به سمت تهران را داشته و اتفاقا در جلوی هواپیما نیز جای خالی وجود دارد، از این رو تصمیم به پرواز با آن هواپیما را گرفت."

وی در ادامه تصریح کرد: پس از نجات خاتمی از مهلکه‌ای که به ظاهر دوستان او برایش ترتیب داده بودند، مهماندار هواپیمای بمب‌گذاری شده در حالی که حدود یک ربع از پرواز هواپیما از فرودگاه اهواز گذشته بود، یادداشتی را در گوشه‌ای از هواپیما پیدا کرده بود که نسبت به بمب‌گذاری در دستشویی هواپیما هشدار داده بود.

فرمانده سپاه علی بن ابیطالب(ع) گفت: پس از مطلع شدن خلبان و مسئول امنیت پرواز از این جریان، آنها با توکل به خداوند تصمیم به بازگشت به فرودگاه گرفته و پاسدار فداکار امنیتی با گرفتن بمب در آغوش جان خود را برای محافظت از مسافران در طبق اخلاص قرار می‌دهد.

جباری در ادامه افزود: هنگامی که هواپیما به سلامت به فرودگاه می‌رسد، همان مسئول امنیتی به سرعت بمب را از هواپیما خارج کرده و به سمت فضای باز منتقل می‌کند.

وی اظهار داشت: پس از آنکه آن پاسدار بمب را در فضای باز رها می‌کند و در هنگام بازگشت آن بمب منفجر شده و موج انفجار او را زخمی می‌کند.

جباری تأکید کرد: پاسداران انقلاب اسلامی اینگونه از جان مردم در برابر خطرات محافظت می‌کنند اما منافقان کوردل تصور می‌کنند با کشتن افرادی مثل ندا آقاسلطان می‌توانند نظام اسلامی را به ترور متهم کنند، ولی این جاهلان مغز تهی چه فکری پیش خود می‌کنند و نظام از ترورهای بدین شکل چه منفعتی خواهد داشت که آنها اینگونه سخن می‌گویند.

فرمانده سپاه علی بن ابیطالب(ع) در پایان مردم را نسبت به آگاهی در برابر فتنه‌ها و دسیسه‌های دشمنان هشدار داد و گفت: امروز مردم و خواص جامعه باید با حضور پرشور در صحنه‌های حساس انقلاب اسلامی به ویژه راهپمایی 22 بهمن، دفاع از ارزش‌های اسلامی و انقلابی و پاسداری از حریم ولایت‌فقیه را فریاد کشیده و فرصت هرگونه فتنه و شیطنت را از منافقان سلب کنند.

ای شهیدان

دوشنبه 19 بهمن 1388

ای شهیدان!

" برای ما حمدی بخوانید که شما زنده اید و ما مرده "

 

برادر وخواهر مسلمان!

گرسنگی را بچش (تحمل کن) تا کینه غارتگران را در قلبت انباشته سازی،

سخنان رهبرت را گوش فرا ده تا توطئه و دسیسه های دشمنان با اطلاع گردی.

امروز منافقین را بشناسید که فردا دیر است.مبادا فریب آنان را خورده

 و مانند آن مقدس مآبهایی باشید که به عنوان مسلمــــان (اماکج

اندیش) فرمایشات علی ابن ابیطالب را گوش نکرده ،بر آن حضرت

شمشیر کشیدند و وی را مجبور به مذاکره نمودند.آری علاوه بر ایمان،

فهم قوی و آگاهی نیز لازم است.

                                                " شهید حسین ایرلو "

 

 

اگر امروز لحظه ای سستی کنیم ،به                        

                   خون شهدا 

وبه اسلام خیانت کرده ایم .فرصت طلبان میخواهند که ما گروه گرایی

 کنیم تا آنها بتوانند اسلام را از صحنه دور سازند .

                                                          " شهید مجید سکنایی "

*فُطرُس : التماس دعای فرج وشهادت *

یاحق

دوشنبه 19 بهمن 1388

سربازان گمنام امام زمان(عج)، هفت نفر از عوامل رادیو فردا و سازمان جاسوسی آمریکا را که قصد ایجاد اغتشاش در راهپیمایی 22بهمنرا داشتند، دستگیر کردند.

به گزارش برنا، هفت نفر از عوامل رادیو فردا و سازمان جاسوسی آمریکا(سیا) توسط وزارت اطلاعات در خاک ایران دستگیر شدند.

این هفت نفر قصد داشتند پس از ایجاد اغتشاش در راهپیمایی 22بهمن، تهران را به مقصد دبی ترک کنند و از آنجا عازم آمریکا شوند.

دو نفر از این 7 نفر، بصورت رسمی کارمند سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) هستند

دوشنبه 19 بهمن 1388

 

به رغم مدعیان که منع عشق کنند

جمال روی تو حجت موجه ماست

 

اللهم عجل لولیک الفرج

سایه ی حضرت آقا همواره مستدام باد

والعاقبت لاهل التقوا و الیقین

یا علی

دوشنبه 19 بهمن 1388

         جز این نباید میگفت...    

                                      جز این نیاموخته بود...

 

امید امام...

یکشنبه 18 بهمن 1388

از کتابهای درسی آن سالها یادم هست ؛

امام امیدش به ما دبستانی ها بود ؛

می گویم :

" آقا حالا بزرگ شده ام ،از امیدتان راضی هستید؟؟؟!!!

**التماس دعای فرج وشهادت**

*یا حق*

«فُطرُس»

نهضت روح ا...

شنبه 17 بهمن 1388

از نهضت قاطعانه روح ا...

شد دست ستمگر از ایران کوتاه

با دست تهی و این همه پیروزی

لا حول ولا قوت الا باا...

 

" التماس دعای فرج وشهادت "

یا حق

غفلت هفته

شنبه 17 بهمن 1388

"هفته..."

دوباره شنبه شد و من به در نگاه می کنم

دوباره روز بعد هم کمی گناه می کنم

دلم گرفته می شود دوشنبه بدون تو

گلایه از ستاره و طلوع ماه می کنم

دوازده ستاره را سه شنبه می شمارم

به انتظار یک نگاه نظر به راه می کنم

چهارشنبه میشود قول میدهی که زود

شبانه های تیره را شبی پگاه می کنم

چه بغض ها که در گلو نشست و جابه جا نشد

نیامدی و درد ودل به قلب ماه می کنم

و جمعه ها به خاطر شکستن طلسم تو

کنار شمعدانیم به در نگاه می کنم

غروب شد نیامدی و مثل جمعه های قبل

به جای بغض در گلو دوباره آه می کنم!

.......

.

.

**نفرین بر من که بی تو بودن را تاب می آورم**

*عجل لولیک الفرج*

فطرس

 

شنبه 17 بهمن 1388

عصر دیروز تعدادی از سران استکبار با حضور در اتاق بیضی جلسه‌ای درباره چگونگی مواجهه با پرچم برافراشته اسلام یعنی جمهوری اسلامی تشکیل دادند که مشروح آن در زیر می‌آید:


هیلاری کلینتون: آقایان! ما همانطور که قبلا هم گفته بودم باید از خیابان بکشیم بیرون و بریم تو فضای سایبر.


اوباما: پیشنهاد من همان استفاده از روش‌های سنتی است؛ مثل شعارنویسی پشت در مستراح.


دیوید میلیبند: خانم هیلاری!


هیلاری کلینتون: جانم عزیزم! قربون اون تیپت برم.


دیوید میلیبند: من فکر کنم این 22 بهمن، جمهوری اسلامی سرنگون می‌شود.


اوباما: این دیوید خالی‌بند هم باز خواب دید!


هیلاری کلینتون: آره دیوید جان! این نظام جمهوری اسلامی، اراده می‌کنه، ظرف 2 روز، چند میلیون آدم جمع می‌کنه تو خیابان‌ها. لذا من معتقدم ما باید خیابان را بی‌خیالی طی کنیم، بریم در سایبر. این را من به اطلاع سران فتنه هم رسانده‌ام.


اوباما: سران فتنه نظرشان چی بود؟


هیلاری کلینتون: مهندس نظر خاصی نداشت، ولی شیخ، 2 ساعت طول کشید تا فضای سایبر را برایش جا بیندازم که اصلا چی‌چی هست. مگه تو مخش می‌رفت. هی می‌گفت الان چقدر وقت دارم، چقدر از وقتم مونده. به شما که عرض کنم من دقیقا چقدر وقت دارم.


دیوید میلیبند: چطور است یه تماس با برو بچ خارج از ایران بگیریم. مایکل لدین! یه زنگ بزن به مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی.


[مایکل لدین، زنگ می‌زند به موبایل مریم قجر... الی آخر]


- به سیستم پیغامگیر مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی خوش آمدید. برای صحبت با خود مریم عدد 1، اطلاع ازسرنوشت قجر عدد 2، پیدا کردن عضدانلو عدد 3، مکالمه با اون گور به گوری ابریشمچی بی‌غیرت عدد 4، تماس با رجوی عدد 5، آشنایی با شوهر بعدی عدد 6، واریز پول به حساب عدد 7 و اطلاع از 3 گردش آخر پول عدد 8 را فشار دهید.


[مایکل، عدد یک را فشار می‌دهد، هیلاری با مریم صحبت می‌کند]


مریم: 22 بهمن، جان شما کار رژیم تمام است؛ پول‌ها رو بفرستید.


هیلاری: ما از شکم مردم آمریکا داریم می‌زنیم، می‌دیم به شما، آخرشم هیچی به هیچی.


مریم: این دفعه دیگه کار رژیم تمام است.


هیلاری: تا به حال این حرف را هزار بار زدی! حالا شعار، چی طراحی کردین؟


مریم: یه چند تا شعار آماده کردم، براتون بخونم؟


هیلاری: بخون.


مریم: «22 بهمن ماه، واه واه واه، واه واه واه»،‌ «وای اگر آمریکا حکم جهادم دهد، سطل آشغال شهرداری باید جوابم دهد»، «انرژی اسب بخار، حق مسلم ماست»، «کروبیه باسواد مستقل است از موساد»، «با فتوشاپزیادیم، خر ابن‌زیادیم»، «اینترنت، اینترنت، ما داریم می‌آییم».


هیلاری: راستی خبرداری این سران فتنه را می‌خواهند بازداشت کنن یا نه؟


مریم: نه.


هیلاری: اگه تو برگردی، جمهوری اسلامی اعدامت کنه خیلی باحاله‌ها.


مریم: چرا؟


هیلاری: با اجرای حکم تو، 5 نفر با هم اعدام می‌شوند و ما می‌توانیم در فضای سایبر، ‌علیه جمهوری اسلامی تبلیغ کنیم.


مریم: حالا چرا 5 تا؟


هیلاری: پس چند تا؟


مریم: خب یکی.


هیلاری: چرا یکی؟
مریم: پس چند تا؟


هیلاری: 5 تا !


مریم: چرا 5 تا ؟


هیلاری: یکی خودت مریم،‌یکی قجر، یکی هم عضدانلو،‌ یکی ابریشمچی، ‌با رجوی میشه پنج تا!!


مریم: خب که چی؟ اون 3 تای اولش که مال خودمه، اون 2 تای آخرش یه حرفایی توشه. برو جلوی اون بیل‌رو بگیر که تو همین اتاق بیضی با مونیکا چه بساطی راه انداخته بود!


هیلاری: پول می‌خواستی دیگه؟!!


مریم: پس برو خوابش رو ببین جمهوری اسلامی سقوط کنه؛ برو با همون تریاکی‌های خداجو تو فضای منقل، انقلاب کن.


اوباما: تقصیر منِ خره که تو رو کردم وزیر خارجه، نتونستی 2 تا اپوزیسیون رو جذب کنی.

 

اللهم عجل لولیک الفرج

سایه ی حضرت آقا همواره مستدام باد

والعاقبت لاهل التقوا و الیقین

یا علی

راه روشن

جمعه 16 بهمن 1388

برای عبادت،نفس خود را بفریب و با او ملایمت کن،

 با زور وادار به عبادتش نکن و در زمان فراغت

ونشاطش او را به عبادت گیر، مگر در واجباتی که

 باید آنها را در وقتشان به جای آوری.

                                                  امیر المومنین علی (ع)

پنجشنبه 15 بهمن 1388

بعضی‌ها معتقدند انسان بدون عشق نمی‌تواند به زندگی ادامه دهد و دائما احساس می‌كند یك چیز كم دارند. نقطه عطف عشق در جامعه ما ازدواج است. روز به روز از تعداد ازدواج‌های اجباری كاسته شده و دختر و پسر خودشان تصمیم به ازدواج با هم می‌گیرند. در این چنین شرایطی وجود عشق و محبت بین طرفین یكی از عامل‌های مهم و تعیین‌كننده در این تصمیم است. پس می‌توان به این نتیجه رسید كه تقریبا تمام ازدواج‌های امروزی با عشق آغاز می‌شوند. اما آنچه ما می‌خواهیم بررسی كنیم سرنوشت این عشق است كه به كجا كشیده خواهد شد و چه بلایی سر آن می‌آید و در میان زندگی زناشویی بعد از ازدواج چه نشانه‌هایی از آن باقی می‌ماند.

برای یافتن این دیدگاه باید این سوال را از خود و طرف مقابلتان بپرسید كه به نظر شما اگر كسی شما را دوست داشته باشد چگونه باید آن را ابراز كند و به تعبیری دیگر مظاهر محبت و عشق چیست؟ در جواب این سوال دیدگاه همه راجع به محبت معلوم می‌شود. بعضی‌ها محبت را بیشتر در مادیات می‌بینند مثلا از گرفتن یك كادو گرانقیمت می‌فهمند كه كسی دوستشان دارد. بعضی‌ها گفتار عاشقانه را دوست دارند و می‌خواهند كسی كه دوستشان دارد دائما به آنها ابراز علاقه كلامی كند و بسیاری از نمودهای دیگر محبت و عشق ورزیدن كه بر اساس سلیقه و شخصیت‌های متفاوت، متغیرند. پیدا كردن این ترجیحات در خود و طرف مقابل به ما این امكان را می‌دهد كه محبت خود را آنطور كه می‌خواهیم به همسرمان ابراز كنیم و نتیجه مطلوبی بگیریم.

وقتی كسی را دوست دارید

تنها با گفتن دوستت دارم نمی‌توان به كسی ثابت كرد كه دوستش داریم. عشق و محبت احساسی است كه نسبت به كسی در ما به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود. وقتی كسی را دوست داریم به خاطر این دوست داشتن خیلی كارها می‌كنیم و خیلی از رفتارها را انجام نمی‌دهیم. وقتی كسی را دوست دارید:

1- به او دروغ نمی‌گویید.

2- غرورش را نمی‌شكنید.

3- به خانواده‌اش و كسانی كه دوست دارد احترام می‌گذارید.

همسر شما از دل یك خانواده آمده است كه اگر آن خانواده نبود همسر شما نیز امروز در كنار شما نبود پس به خاطر وجود همسرتان كه دوستش دارید باید از خانواده‌اش سپاسگزار باشید و به خاطر همسرتان به آنها احترام بگذارید و مطمئن باشید كه همسر شما قدردان این احترام خواهد بود.
4- او را به باد نقدهای بیرحمانه نخواهید گرفت.

 این به معنی تایید همه جانبه همسرتان نیست كه هر كسی ایراداتی دارد اما اگر كسی بخواهد همیشه تنها ایرادات شما را بگوید قطعا خسته خواهید شد. همیشه نقاط مثبت را در كنار نقاط منفی و بیشتر ببینید تا به همسرتان احساس ارزشمند بودن بدهید و از بهانه گیری و ایرادهای بی‌خود بپرهیزید.

5- با او لج‌بازی نمی‌كنید. وقتی همسرتان را دوست داشته باشید در برابرش موضع‌گیری نمی‌كنید و در برابر خواسته‌ها و رفتار او لج نمی‌كنید.

6- وقتی اشتباهی در قبال همسر خود مرتكب می‌شوید به راحتی و بدون قید و شرط از او عذرخواهی می‌كنید. اشتباه كردن در زندگی اجتناب ناپذیر است و یكی از راه‌های برطرف كردن اثرات این اشتباه در ذهن طرف مقابل عذرخواهی است كه این عمل در برابر كسی كه دوستش دارید باید برایتان بسیار راحت باشد چرا كه غرور در برابر معشوق جایی ندارد.

7- او را در كارها و تصمیماتتان دخیل می‌كنید. وقتی همسرتان را دوست داشته باشید همیشه می‌خواهید نظر او را راجع به همه چیز جویا شوید و كاری كنید كه او را خوشحال می‌كند پس همیشه با او مشورت می‌كنید و تصمیماتتان را به تنهایی نمی‌گیرید.

اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب‌ناپذیر است اما برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشكل ساز و یا سازنده كند.
8-اگر مخالفتی با او دارید با آرامش قانعش می‌كنید. اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب‌ناپذیر است اما برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشكل ساز و یا سازنده كند. پس اگر همسرتان را دوست داشته باشید با آرامش با او سخن می‌گویید و دلیل مخالفتتان را روشن و واضح برایش توضیح می‌دهید و آنگاه می‌توانید قانعش كنید.

9- به او در كارهایش كمك می‌كنید. زن و مرد باید در همه چیز با هم همكاری داشته باشند. درست است كه این دو در زندگی وظایف مشخصی دارند اما امروزه این مرزها كمرنگ شده و زن و مرد در بیرون و داخل خانه در همه چیز همكاری می‌كنند. پس به راحتی می‌توان این كمك كردن را در زندگی امروزه معنی كرد.

10-اگر گاهی حوصله ندارد و غمگین است كمكش می‌كنید. اگر همسرتان غمگین یا عصبانی یا بی‌حوصله است اگر دوستش داشته باشید تمام تلاشتان را می‌كنید كه این احساس منفی را از او دور كنید یا اگر لازم باشد به او فرصت دهید تا بتواند به حالت عادی برگردد نه این‌كه بیشتر به او خرده بگیرید و او را ناراحت‌تر كنید. گاهی آرامش داشتن در برابر كسی كه عصبانی است او را بیشتر عصبانی می‌كند. اگر همسرتان را عصبانی كردید با آرامش بی موقع خود ، او را عصبانی‌تر نكنید چرا كه او فكر می‌كند آنقدر برایش ارزش ندارید كه وقتی ناراحت است عین خیالتان نیست.

11- می‌توانید به راحتی اشتباهات او را ببخشید و فـرامـوش كـنـیـد. درسـت است كه بعضی اشتباهات بخشودنی نیست اما تعداد آنها بسیار كم است و معمولا در زندگی اشتباهات كوچكی پیش می‌آید كه می‌توان با محبت از آنها گذشت و با صحبت‌های منطقی از بروز دوباره آن جلوگیری كرد.

12-  از این‌كه در كنارش هستید خوشحالید و نمی‌خواهید از كنارش فرار كنید. بعضی از زن و شوهر‌ها دائما می‌خواهند از هم فرار كنند و تنها باشند و یا با دیگران وقت بگذرانند. درست است كه ممكن است گاهی انسان به تنهایی و خلوت كردن نیاز پیدا كند اما طبیعتا در اكثر اوقات از این‌كه در كنار فردی كه دوستش دارید هستید لذت می‌برید و می‌شود این خوشحالی و لذت را نشان دهید تا همسرتان بداند كه در كنارش خوشحالید.

13- با لذت گذشت خواهید كرد و تمام چیزهای خوب را برای همسرتان می‌خواهید. این گذشت به معنی نادیده گرفتن خودتان نیست بلكه وقتی كسی را دوست دارید اول به او می‌اندیشید و بعد به خودتان.

14- در جمله‌هایتان كمتر از من استفاده می‌كنید و بیشتر از او و خوبی‌هایش می‌گویید.

بسیاری كارهای دیگر كه وقتی كسی را دوست داریم انجام می‌دهیم یا نمی‌دهیم در این دسته جای دارند كه می‌توان با دقت در انـتـظـارات خـودمـان در بـرابر كسی كه ادعا می‌كند دوستمان دارد آنها را بیابیم. در واقع كارهایی كه خودمان از همسرمان انتظار داریم می‌تواند فهرست خوبی از این دسته باشد.

 

منبع : تبیان

پنجشنبه 15 بهمن 1388

صداقت و روراستی یعنی ابراز احساسات و حالتی که در هر لحظه داریم. زن و شوهر صادق، همان هستند که هستند و افکار و احساسات  واقعی خود را با یکدیگر در میان می گذارند. آنان امنیت خاطر دارند و نگران پاسخ یکدیگر نیستند و اطمینان دارند که طرف مقابل سعی می کند او را درک کند. وقتی زن و شوهر، افکار و احساسات خود را راحت و صادقانه بیان می کنند، با یکدیگر صمیمی می شوند و گلایه های خود را بیان کرده و بر طرف می کنند.

برای صداقت در رابطه زناشویی، شما نیازمند کسب مهارتهای جدید و درک جدید هستید. مهم ترین نکاتی که در این رابطه باید بیاموزید عبارتند از:

1- تمرین روراستی و صداقت با ابراز و بیان احساسات در لحظه، و تشویق همسرتان به اینکه بگوید چه چیزی شنیده و چه حسی پیدا کرده است.

2- صداقت جرات می خواهد، خصوصا جرات خطر کردن

3- زن و مرد صادق، خودپذیری را تمرین می کنند، مسئولیت افکار و احساسات خود را می پذیرند، با یکدیگر همکاری می کنند و ارتباط روشن و صریحی دارند.

1- بیان افکار و احساسات
وقتی احساسات خود را در هر لحظه بیان می کنید، با همسرتان روراست هستید. در این صورت، اگر برنجید یا عصبانی شوید،آن قدر به همسرتان اعتماد خواهید کرد که احساساتتان را با او در میان بگذارید و مطمئن باشید که به شما پرخاشگری نخواهد کرد. روراست بودن باعث می شود طرفین بدون حدس زدن، به احساسات یکدیگر پی ببرند.

 

2- نقش جرات در صداقت
جرئت به خرج دادن مستلزم این است که علاوه بر بروز دادن احساسات و هیجانات خود، مسئولیت آنها را بپذیرید. شرط روراستی این است که احساسات تان را طوری ابراز کنید که نشان میدهد مسئولیت آنها را پذیرفته اید و نمی خواهید بگویید همسرتان آن را در شما ایجاد کرده است. یکی از راههای ابراز احساسات  این است که احساسات خود را با "من- پیام ها" بیان کنید. "من- پیام" سه بخش است:

1- توصیف رفتار

2- بیان احساسات

3- بیان پیامدهای احتمالی

برای مثال:

"وقتی شبها دیر می کنی...."   : توصیف رفتار

"من نگران می شوم........."   : بیان احساسات

"..... چون می ترسم اتفاقی برایت افتاده باشد": پیامد رفتار را نشان می دهد.

 

3- خطر کردن
خطر کردن یعنی انجام دادن کاری که تا به حال انجام نداده اید یا انجام کارها به شیوه ای جدید. بسیاری از زن و شوهر ها به جای اینکه خودشان باشند، نقش بازی می کنند تا بلکه همسرشان آنها را بپسندد. خودافشایی جرات می خواهد. وجهه خوب از خود نشان دادن، آسان تر از افشای صادقانه احساسات است. با به جان خریدن خطر طرد شدن می توانید جا افتاده ترین رابطه ها را عوض کنید. بنابراین اگر می خواهید در دام رابطه سطحی و عاری از صداقت نیفتید باید خطر کنید.

 

4- خودپذیری
فردی که خودش را قبول دارد بیشتر دنبال صداقت و روراستی است. فردی که خود را قبول ندارد، دنبال توجه، قدرت، انتقام و سرزنش است. به این ترتیب خطر کردن نتیجه و محصول خودپذیری است. در مقابل فردی که خود را قبول دارد، بیش از دیگران دنبال بازخورد است و بازخوردهای دیگران را بیشتر می پذیرد و در عین حال، نگران نیازها و رفاه همسرش است. روراستی در گرو خودپذیری و همکاری زن و شوهر است.

 

صداقت و روراستی را در خود پرورش دهید
اگر می خواهید با همسرتان صادق باشید، باید بدانید در زندگی مشترک معمولا چطور پاسخ می دهید. به جای پاسخهایی که طبق عادت می دهید، به نحوی پاسخ دهید که احساساتتان را بروز دهد آن هم طوری که به رابطه شما کمک کند.

جان گاتمن، "فن ویرایش" را توصیه می کند. ویرایش ارتباط شبیه به ویرایش مکتوبات است. ویرایش به شما کمک می کند ضمن حفظ پیام خود، آن را تا حد امکان روشن و صریح کنید.

در ادامه یک ارتباط ویراستاری نشده را ملاحظه می کنید:

وقتی از سر کار بر می گردید، همسرتان می گوید:" ممکن است امشب تو شام بپزی؟ من خسته ام."

شما هم جواب می دهید:" من هم خیلی خسته ام. از غذا درست کردن فرار نکن. نیم ساعت وقت اضافه می دهم تا غذارا آماده کنی."

اما اگر همین پاسخ را ویرایش کنید، خواهید گفت:" بهتر است هر دو چند دقیقه استراحت کنیم و بعد یک غذای حاضری با هم تهیه می کنیم"

در این پاسخ هم راحت و صادق بوده اید و هم ملاحظه همسرتان را کرده اید.

پنجشنبه 15 بهمن 1388

دلم قرار نمى گیرد از فغان بى تو
سپند وار زكف داده ام عنان بى تو
ز تلخ كامى دوران نشد دلم فارغ
زجام عشق لبى تر نكرد، جان بى تو
چو آسمان مه آلوده ام ز تنگ دلى
پر است سینه ام از اندوه گران بى تو
نسیم صبح نمى آورد ترانه شوق
سر بهار ندارند بلبلان بى تو
لب از حكایت شب هاى تار مى بندم
اگر امان دهدم چشم خون فشان بى تو
چو شمع كُشته ندارم شراره اى به زبان
نمى زند سخنم آتشى به جان بى تو
ز بى دلى و خموشى چو نقش تصویرم
نمى گشایدم از بى خودى زبان بى تو
عقیق سرد به زیر زبان تشنه نهم
چو یادم آید از آن شكرین دهان بى تو
گزارش غم دل را مگر كنم چون امین(2)
جدا از خلق به محراب جمكران بى تو

سروده مقام معظم رهبرى حضرت آیة الله خامنه اى (مدّ ظله العالى)

اللهم عجل لولیک الفرج

سایه ی حضرت آقا همواره مستدام باد

والعاقبت لاهل التقوا و الیقین

یا علی

پنجشنبه 15 بهمن 1388

این موضوع حقیقت دارد كه امروزه بیش از هر زمان دیگر مردان عجله‌ای برای متعهد گشتن در ازدواج از خود نشان نمی‌دهند. هنگامی كه از مردان در مورد علل این مساله پرسش می‌شود، آنها معمولا چندین دلیل گوناگون را برای عدم آمادگیشان برای ازدواج مطرح می‌كنند، اما در كل 4 عامل عمده وجود دارند كه تاثیر بسزایی روی رفتار مردان امروزی برای تن ندادن آنان به ازدواج اعمال می‌كنند:

1 ــ‌ مردان با فشار اجتماعی كمتری برای متاهل گشتن مواجه هستند.

2 ــ مردان از پیامدهای احتمالی عدم موفقیت در رابطه وحشت دارند. رنج‌های عاطفی حاصل از جدایی می‌تواند برای مردان ویرانگر و طاقت‌فرسا باشد، اما آنها بیشتر نگران ریسك خسارات مالی كه احتمال دارد هنگام جدایی و طلاق متحمل آن گردند، می‌باشند.

3 ــ این در سرشت و طبیعت مردان است كه هر چیزی را كه موجب تغییر عمده و جدی در زندگیشان می‌شود را به تاخیر اندازند. ازدواج آغازی برای تحولاتی عظیم است سنگینی این مسئولیت اگر چه برای زنان هم به نوبه خود وجود دارد اما همیشه قید می شود که مرد نقطه اتکاء زن در خانواده است و زن با کسب پشتیبانی و تکیه بر مرد به امور داخلی منزل رسیدگی می کند.  به نظر می رسد. مردان تمایلی به خروج از منطقه آسایش و فراغ خاطر خویش و گام نهادن به یك زندگی مملو از مسوولیت، سازش و از خودگذشتگی را ندارند.

4 ــ ‌مردان هنگامی تن به ازدواج می‌دهند كه مطمئن شوند بهترین گزینه ممكن را انتخاب كرده‌اند. مردان همواره در این اندیشه‌اند كه: نكند سر و كله یك دختر بهتر در زندگی آنها پیدا شود، اما آنها در یک ازدواج متعهد شده باشند.

اما چگونه می‌توان مردان را متعهد ساخت تا در ازدواج پای بند شوند. در زیر به 8 روش برای دستیابی به این منظور و آن‌كه قلب یك مرد را فتح كنید ارائه شده‌است:

1 ــ آگاهانه و معقولانه اطمینان یابید ‌مردی كه برگزیده‌اید را دوست داشته و می‌خواهید باقی عمر خود را با وی سپری كنید. بنابراین در پروسه شناخت خود  تا زمانی كه كاملا متقاعد نشده‌اید برای یكدیگر مناسب هستید، اندیشه تعهد و دلبستگی به ذهن شما خطور نكند. شناخت شما از او باید به حدی باشد كه قادر به تعیین این موارد باشید كه وی قادر به متعهد گشتن است. و در آزمون وفاداری، صداقت، راستی و مراعات حال دیگران شما سربلند بیرون آمده است و آن كه باید مطمئن گردید كه وی شما را حقیقتا دوست دارد.

2 ــ همواره همان فردی باشید كه هستید و از ابراز ماهیت واقعی خود بیم نداشته باشید. این شاید مهم‌ترین خصلتی باشد كه مردان در زنان جستجو می‌كنند.  زنانی كه شخصیتشان پس از ازدواج دستخوش تغییر می‌شود، در ردیف نخست فهرست علل جدایی‌ها پس از ازدواج  قرار می‌گیرند. پافشاری در رفتاری كه در آن زنان به منظور اهمیت بخشیدن به مرد خود، مرتبا با وی سازش كرده و از ابراز عقاید و نظرات خود خودداری می‌كنند و یا به لطیفه‌های بی‌مزه او می‌خندند، هیچ‌گاه نتیجه‌بخش نخواهد بود. بنابراین خویشتن حقیقی خود باشید و همواره مراقب باشید شاید مرد شما در حال امتحان كردن شما باشد.

3 ــ به او نشان دهید كه استقلال دارید. مردان از زنانی كه به پشت تكیه می‌دهند و منتظر می‌مانند تا مرد آنها تمام امور زندگی آنها را به دست گیرد، بیزارند. نشان دهید با آن‌كه شما از ایده‌های او استقبال می‌كنید، بدون او نیز توانایی به انجام رسانیدن كارها را دارید. به عنوان مثال: شما می‌خواهید به تماشای یك فیلم بخصوص به سینما روید، اما مرد شما به خاطر مشغله‌كار قادر به همراهی شما نیست. در عوض دلخور شدن و قهر كردن با خنده‌رویی بگویید كه تنها به سینما خواهید رفت و همین كار را هم انجام دهید. البته نباید فراموش کنید که گاه مردان برای اثبات مدیریت خود از شما انتظار دارند که به توان و قدرت آنها تکیه کنید این نیاز را در آنان پاس بدارید.

4 ــ  به او نشان دهید كه فردی مهربان و دوست‌داشتنی هستید. شاید شگفت‌انگیز به نظر آید: یك مرد به دختری نیاز دارد كه او را دوست داشته و خود نیز دوست داشتنی باشد. به همان میزان كه استقلال فردی به زنان قدرت می‌بخشد به همان میزان نیز عدم توانایی آنها در سازگاری مردان را دلسرد می‌سازد. مردان این گونه زنان را بی‌احساس، بی‌عاطفه و ناتوان در عشق‌ورزی تلقی می‌كنند. بنابراین همان‌طور كه زنان نیاز دارند استقلال فردی خود را به مردان نمایان سازند، باید به مردان نشان دهند كه دارای آرزو و میل آتشینی برای قسمت كردن عشق خود با مرد زندگیشان هستند.

5 ــ نشان دهید كه او را دوست دارید. علاقه‌مندی به خویشتن حقیقی خودش و نه برای آنچه او می‌‌تواند برای شما فراهم آورد. هیچ مردی دوست ندارد احساس كند كه دختر مورد علاقه‌اش به این علت او را برگزیده كه: او یك تامین كننده معیشت مناسب، یك شهروند نمونه و یا یك پدر خوب بالقوه باشد . به زندگی او علاقه نشان دهید همچنین به علاقه‌مندی‌ها و ارزش‌هایی كه او در زندگی قائل است. درباره شغلش صحبت كنید اما بیشتر به جنبه‌های معنوی و بالندگی شخصیتی آن توجه كنید و نه به درآمد و منافع مالی آن. از خصوصیات نیك شخصیتی و اخلاقی او سخن گویید.

6 ــ ‌برای آن كه او را به دنبال خود بكشانید برایش نقش بازی نكنید.  هم صحبت شدن با مردان دیگر برای برانگیختن حس حسادت در شریك خود و آن كه مرد بیشتر جذب شما گردد ممكن است برای مدت كوتاهی كارساز باشد. حتی اگر وی شیفته شما باشد.

هنگامی كه كوچك‌ترین شبهه‌ای در اعتماد و صداقت و وفاداری شما داشته باشد از متعهد گشتن هراس خواهد داشت.

7 ــ‌ نشان دهید كه قصد تغییر دادن او را در سر ندارید. هر گاه یك مرد احساس كند كه تعهد به یك دختر و ازدواج با او سبب به وجود آمدن تغییرات عمده و اساسی در سبك زندگی او می‌شود و مجبور است علایق خود را کناربگذارد، سرسختانه به متعهد گشتن از خود مقاومت نشان خواهد داد.

8 ــ  به ظاهر خود اهمیت دهید. این بدین مفهوم نیست كه شما مانند یك مدل قدم برداشته و یا لباس بپوشید. اما تا حدودی به ظاهر خود برسید. لباسی به تن كنید كه بیانگر بهترین صفات و برازنده شما باشد. با اعتماد به نفس حركت كرده و رفتار كنید. مسواك بزنید، به ناخن‌های خود برسید و از عطر و ادكلن به حد متعادل در کنار او  استفاده كند.

منبع : تبیان

باختیم!!

پنجشنبه 15 بهمن 1388

سلام علیکم..

امروز وقتی تیم محبوب و خوش رنگم ( استقلال - آبی) ناجوانمردانه باخت خیلی ناراحت

شدم.

داور که در سوابقش نشان داده پرسپولیسی است ... خب معلومه ما می بازیم.

ولی این باخت ها چیزی از افتخارات استقلال کم نمیکنه... دوستان پرسپولیسی هم هر وقت

2 ستاره ای شدند ( یعنی قهرمانی آسیا  گرفتند ) بیان با هم حرف میزنیم....

ولی این ناراحتی طولی نکشید .. با دیدن اخبار و محاکمه ی اغتشاشگران روز عاشورا

و مخصوصا" اون پسر مو بلنده که میگفت مرگ بر ..... خیلی خوشحال شدم. کلی حال کردم..

دمشون گرم...

وعده ی دیدار ما 22 بهمن ماه...

اللهم عجل لولیک الفرج

سایه ی حضرت آقا همواره مستدام باد

یا علی

**** پانوشت ***

رنگ فقط آبی و مشکی... من که از دو رنگ خوشم میاد. همیشه هم از این دو رنگ استفاده

میکنم.

چهارشنبه 14 بهمن 1388

مقدمه:

شیخ جعفر كاشف الغطا, فقیه بزرگ و مجتهد وارسته در عصر خویش بوده است(معاصر با فتحعلی شاه، حدود 200 سال قبل) وی شاگردان بسیارى تربیت كـرده اسـت؛ سـیـد جواد صاحب مفتاح الكرامة و شیخ محمد حسن صاحب جواهر الكلام از جمله شـاگـردان اویـند. او چهار پسر داشته كه هر چهار تن ازفقها بوده اند. كاشف الغطا در فقه نظریات دقیق و عمیقى داشته و از او به عظمت یاد مى شود. متن زیر از احوالات آموزنده این فقیه وارسته حکایت می کند.1


گدای نیمه شب باش


در حالات مرحوم شیخ جعفر کبیر کاشف الغطاء که از بزرگانِ علما در قرن سیزدهم و ساکن نجف اشرف بوده، آمده است:

در یکی از شب ها برای «تهجّد» برخاست، فرزند جوانش را از خواب بیدار کرد و فرمود: برخیز به حرم مطهّر مشرّف شده و در آن جا نماز بخوانیم. فرزند جوان که برخاستن از خواب در آن ساعتِ شب برایش دشوار بود، در مقام اعتذار برآمد و گفت: من فعلاً مهیّا نیستم شما منتظر من نشوید؛ بعداً مشرّف می شوم.

فرمود: نه، من این جا ایستاده ام؛ مهیّا شو که با هم برویم. آقازاده، بناچار از جا برخاست و وضو ساخت و با هم راه افتادند. کنار درِ صحنِ مطهّر که رسیدند آنجا مرد فقیری را دیدند که نشسته و دست نیاز به طرف مردم دراز کرده است. آن عالم بزرگوار ایستاد و به فرزندش فرمود: این شخص در این وقتِ شب برای چه این جا نسته است؟ گفته: برای تکدّی از مرد.

فرمود: آیا چه مقدار ممکن است از رهگذاران، عاید او گردد؟ گفت: احتمالاً یک تومان (به پول آن زمان). مرحوم کاشف الغطاء فرمود: فرزندم! درست فکر کن و ببین این آدم برای مبلغ بسیار اندک و کم ارزش دنیا (آن هم محتمل)، در این وقت شب از خواب و آسایش خود دست برداشت و آمد در این گوشه نشست و دست تذلّل به سوی مردم  دراز کرده است. آیا تو، به اندازه ی این شخص، به وعده های خدا درباره ی شب خیزان و متهجّدان اعتماد نداری که فرموده است: «فَلا تَعلَمُ نَفسٌ مَّا أُخفِیَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعیُنٍ» - هیچ کس نمی داند چه پاداش های مهمّی که مایه ی روشنی چشم هاست برای آنها نهفته شده –(سجده/17).

گفته اند آن فرزند جوان از شنیدن این گفتار پدرِ زنده دل خود چنان تکان خورد و تنبّه یافت که تا آخر عمر از شرف و سعادت بیداری آخر شب برخوردار بود و نماز شبش ترک نشد.

 

منبع: شب مردان خدا، ص 44-45

سه شنبه 13 بهمن 1388

مقام معظم رهبری:

***  ملت ایران با الهام از هدایتهای امام راحل با ایمان و اراده و هوشیاری خود گردنه  ***

 ** های دشوار را پشت سر گذاشت و به موفقیتهای درخشان دست یافت . **

* دهه فجر بر فجرآفرینان مبارک باد. *

سه شنبه 13 بهمن 1388

                             «این نوشته براساس واقعیت است»

همش می گن چادرتو بکش جلو، درست سرت بکن، جلوی چادرت رو سفت بگیر......

اه خسته شدم از دسته این همه بکن نکن. هیچکی نیست به اینا بگه ای بابا من نمیخوام چادری باشم. من نمیخوام چادر سرم کنم. مگه مانتو چه ایرادی داره؟ اصلا کی گفته حجاب به این چیزاست. من حجاب رو قبول دارم ولی نه اینطوریشو...

مامان خانوم اون روز که بدونه اینکه بهم بگی چرا باید این خیمۀ سنگین رو بندازم رو دوشم، فقط بهم گفتی سرت کن و منم که بچه بودم وچیزی سرم نمی شد سرم کردم باید الانو می دیدی که من بالاخره یه روز بزرگ می شم،می رم دانشگاه مثله همۀ جوونا چشم وگوشم باز می شه می فهمم نه بابا بدون چادرهم می شه زندگی کرد اونم چه زندگیییییییییییی

باباخان اون روزایی که می رفتیم مانتو بخریم حتی برای یک بار هم که شده نذاشتی مدلش اون چیزی باشه که من خودم میخوام، امروزو باید می دیدی که من بالاخره یه روز به یه سنی می رسم که خودت دیگه روت نمی شه باهام بیایی مانتو بخری اونوقت منم عقده های این چندساله رو خالی میکنم.

مامان خانوم اون موقع که نمی ذاشتی تو خونه یا تو مهمونی های دخترونه وعروسیا از اون لوازم آرایشها که برای عروسیت خریده بودی!!!وهنوز آکبند مونده بود استفاده کنم باید به امروز فکر می کردی که وقتی پامو از در خونه می ذارم بیرون قیافم رو طوری نقاشی می کنم که وقتی تو مترو منو یهو دیدی نشناختی و به راحتی از کنارم عبور کردی!!!

باباخان اون موقعی که می رفتیم تو کوه و دشت، من بااینکه یه مانتو مناسب تنم بود ولی نذاشتی چادرمو در بیارم تا واسه خودم توی اون مکان خلوت خوش بگذرونم باید به وضعیت الانم تو خیابونا فکر می کردی.

حتی یادمه که تازه می رفتم مدرسه، به قول شماجانماز آب کش ها هم هنوز به سن تکلیف نرسیده بودم ولی وقتی می خواستم برم دم در کوچه باید الّا ولله روسری سرم می کردم. اه حالم بهم میخوره وقتی بهش فکر می کنم.

کم اون دختر خاله های مسخره ومزخرفمو توسرم نزدید که ببین اونا چطوری لباس می پوشند؟اونا چقدر سنگین اند! اونا چقدر فلانن!تو از اونا چیزی کم نداری که زیادم داری. باید بهتر از اونا باشی...

مگه تو  وبابا مثله خاله وشوهر خاله که با دختراشون رفتار می کنند با من رفتار می کنید که توقع دارید منم مثله اونا رفتار کنم؟ هر کسی یه ظرفیتی ویه عشقی داره. من چادر رو دوست ندارم.

اصلا می دونی چیه؟ اگه منم مثله اونا کل دوره راهنمایی ودبیرستانم رو می رفتم مذهبی ترین مدرسه های تهران،شاید،شاید الان همونی می شدم که شما می خاستین ولی شما چی کار کردین؟ نزدیک ترین و ارزونترین مدرسه به خونمونو انتخاب کردین!!!

اون اولا از اینکه پسرا میومدند دنبالم راه میفتادن خیلی ناراحت بودم. یادته چندبار بهت گفتم باگریه هم بهت گفتم. یادته چی بهم گفتی؟ تو اگه خودتو جمع وجور بکنی اونا دنبالت راه نمی افتند حتما تو کاری کردی که اونا دنبالت راه افتادند!!! بخدا من اون موقع ها تو این خطها نبودم. هم از این کارها بدم می اومد هم می ترسیدم... اون مریضا دنباله همه راه می افتادند ولی تو نخواستی قبول کنی. همیشه تقصیررو می نداختی گردنه من چون این راحت ترین کاری بودکه می تونستی انجام بدی...

یه بار شد از خودم بپرسی که دوست داری چی بپوشی؟ دوست داری چی سرت کنی؟ نه هیچ وقت تو پرسیدی نه هیچ وقت به من اجازه این رو دادی که من بهت بگم. فقط اینکه بعد از یه دعوای مفصل مثله همیشه من گریم در می اومد می رفتم تواتاقم و تا صبح اونجا می موندم بعدش صبح انگار نه انگار که اتفاقی افتاده...

حالا بعد از این همه اتفاقات هیچکس نیست به من بگه چرا این طوری چادر سر می کنی؟ فقط بهم چپ چپ نگاه می کنند وپشت سرم هی حرف می زنند.

همین شماهایی که دارین این متن رو می خونید تا حالا شده از خودتون بپرسید که اینایی که این طوری چادرسر می کنند چرا این کاررو میکنند؟ شاید دارن بااین کارشون با بقیه حرف می زنند؟

بالاخره بعد کلی دعوا تونستم مامانم اینارو به زور راضی کنم که چادرم رو در بیارم ولی یه مانتویی به اصطلاح سنگین بشم. از بس که این فامیلامون تو مهمونیها با اون نگاهاشون من وعذاب دادند من مجبور شدم دوباره تو مهمونی ها چادر سر کنم.
حالا شدم یه منافق درست وحسابی!خودمم نمی دونم چی کار کنم از یه طرف
هیچ اعتقادی به چادر ندارم که هیچ، ازش بدمم اومده، از یه طرف می دونم که چقدر بده که آدم این طوری چادر سرش کنه...

 

                                                                          نظر فراموش نشه! ادامه دارد.... 

  • تعداد صفحات :26
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

لینکدونی

لینکستان


آخرین پست ها


نویسندگان



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها